Monday, February 23, 2015

صداى مشروعيت بخشيدن به تبعيض

بيست و يك روشنفكر بيانيه و نامه سرگشاده داده اند كه برچيدن مجسمه فردوسى،حاكميت و تماميت ارضى ايران را در خطر قرار داده است و براى حفظ امنيت و تماميت ارضى كشور لازم است كه مجسمه و اسم فردوسى برگردانده شود!
آرى بيست و يك روشنفكرى كه تا حالا سلماس را نديده اند و بعد از اين هم نخواهند ديد!
بيست و يك روشنفكرى كه نمى دانند كه سلماس در كنار درياچه اورميه است،درياچه اى كه آخرين نفس هايش را مى كشيد!
بيست و يك روشنفكرى كه از محروميت و فقر و عقب ماندگى سلماس را خبرى ندارند!
بيست و يك روشنفكرى كه از احساس تحقير و تبعيض اهالى سلماس چيزى نمى دانند!
بيست و يك روشنفكرى كه از كودكان قاليباف سلماس خبرى ندارند!
بيست و يك روشنفكرى كه از زلزله سلماس خبرى ندارند!
بيست و يك روشنفكرى كه از جيلولوق و كشتار اهالى سلماس خبر ندارند!
آرى اين بيست و يك نفرى كه به خود عنوان روشنفكر بخشيده اند،بايد بدانند كه خبر نداشتنشان از درد و رنج اهالى سلماس و سلماس ها است كه امنيت ملى و تماميت ارضى كشور را به خطر مى اندازد،نه برچيدن يا بر گزاردن يك مجسمه!
اين بيست و يك روشنفكر،كه برچيدن مجسمه اى به قبايشان برخورده و نامه را رونوشت به شوراى امنيت ملى زده اند.اگر غيرتشان،احساس مسوليت شان در كنار ديگر مصائب سلماس بود،حرفشان را باور مى كرديم،اما براى اينها فقط مجسمه مهم است و زبان فارسى و بخاطر همين هم است كه رونوشتى از نامه شان را به حداد عادل فرستاده اند،اين بيست و يك نفر بهتر بود به سكوت مرگبارشان ادامه مى دادند،تا آبروى نداشته شان بيش از اين نرود.
ما صداى اين بيست و يك روشنفكر را شنيديم،صداى مشروعيت بخشيدنشان به تبعيض،صداى ناسيوناليسم سلطه طلبانه شان،اينها خواستند نه كنار مردم سلماس و اهالى فرودست مملكت باشند كه حتى نامه هايشان را هم خطاب به شوراى عالى امنيت ملى و حداد عادل نوشتند.اين صدايى رساست،مهم نيست كه مجسمه برگردانده شود يا نه،مهم اين است كه متوجه شديم مجسمه فردوسى،از تك تك انسانها ى زجر كشيده براى اين روشنفكران ارجح است،آرى مهم اين است كه متوجه شديم راهى دراز در پيش داريم اما از پا نخواهيم نشست و هدف را يافته ايم،و چه آسانش يافتيم.

نویسنده:م.ق

Sunday, February 22, 2015

شعور ملی

شعور ملی ادراک دیدن و شنیدن خود ملت است.
چهار فاکتور سبب بقای ملت است اول استقلال دوم ارتش سوم زبان وچهارم شعور ملی
یک ملت ممکن است ارتش خود را از دست بدهد یا ممکن است استقلال خود را از دست بدهد فقط تا زمانی که زبان خود را حفظ کرده آن ملت زنده است و زمانی که زبان خود را از دست بدهد آن ملت مرده محسوب می شود بعضی ملت ها ممکن است زیر فشار استعمار یا اسیمیلاسیون سیستماتیک زبان خود را از دست بدهند فقط زمانی که آنها شعور ملی دارند با این که زبان مادری خود را از دست داده اند ولی با اعتماد به نفس و شخصیت وغرور ناشی آن شعورملی هیچ بیگانه ای به آنها نمی تواند ظلم کند و روزی مستقل شده و شاید به زبان مادری خود برگردند بهترین مثال برای این موضوع تورکهای لهستان است که قرن ها زبان خود را فراموش کرده بوده اند و به زبان لهی صحبت می کردند ولی شعور ملی خود را حفظ کرده بودند و امروز در خیلی از شهرهایشان به زبان تورکی صحبت می شود و در پارلمان لهستان نمایندگان خود را دارند.
1.جایی که شعور ملی باشد عنصرهای بیگانه نمی توانند نفوذ کنند ملت آن ها را از خود نمی بیند اگر شهروند یا طبعه باشد باز اعتماد نمی کنند با آنها ازدواج نمی کنند و پست های مهم اداری و دولتی دست بیگانگان نمی دهند(مسئله اکراد)
2. علم در راستای منفعت ملی رشد می کند و علم به خاطر علم نخواهد بود بلکه به خاطر شان و بزرگی ملت ها خواهد بود.
3.قانون در راستای منفعت ملی خواهد بود و به پیشرفت و ترقی ملت کمک خواهد کرد.
4.تاریخ درست نوشته شده و غرور ملی انسان ها را تقویت می کند و قهرمانان ملی را بنا به ارزش کارشان یاد خواهند کرد.
5.دولت بیگانه نمی تواند به آنها حکومت کند و دولت خودشان را تشکیل می دهند و همچنین دولت خودشان نمی تواند حقوق شهروندی حقوق کارگران حقوق اجتمایی مسئله آموزش مسئله ی کار زندگی شخصی ... و تمام حقوق یک انسان مدرن را زیر پا بگذارد که اگر آن دولت به سمت دیکتاتوری برود ملت دولت خودشان را سرنگون می کنند. یک انسان دارای شعور ملی اینگونه رفتار می کند.
6.جایی که شعور ملی باشد التماس رشوه بی عدالتی اختلاص ظلم نیست.
7. اشخاص بی سواد که به زبان ادبی نمی توانند بنویسند و خود را رهبران جوانان خطاب می کنند در فضای رسانه ی آزاد در روزنامه ها مجله ها تلویزیون و اینترنت نمی توانند با افراد لایق رقابت کنند .
8.جایی که شعور ملی باشد دکترها راپورهای جعلی نمی نویسند.
9.جایی که شعور ملی باشد دانش آموزان به بهانه ی مریضی کلاس را تعطیل نمیکنند و واحدهای تحصیلی شان را با تقلب و جزوه بازی نمی توانند پاس کنند.
10.ملتی که شعور ملی داشته باشد به خاطر جامعه ی خود دروغ نمی گوید.
11.مردها و زنان احساسات وطن دوستی و وطن پروری را به فرزندان خود می شناسانند.
12. شور ملی در تمام اغشار جامعه در بازی های ملی دیده می شود.
13.هیچ شخصی به خاطر گرایش جنسی از جامعه طرد نمی شود البته اگر آن فرد احترام خود را حفظ کرده باشد.
14. شخصی که شعور ملی داشته باشد به خاطر اعتقادش و دین ومذهبش از جامعه طرد نمی شود و حتی خودش این اجازه را به دیگران نمی دهد.
15.ملتی که شعور ملی دارد دانشجویش بر علیه استادش کوچکترش بر ضد بزرگترش مامورش بر ضد مدیرش حرفی نمی زند.
16.ملتی که شعور ملی دارد به حق خود راضی می شود و مسئولیت را مقدس می شمارد.
17.جایی که شعور ملی باشد زبان مادری با حساسیت و حسادت حفظ می شود.
18.اگر شعور ملی در جامعه باشد انسان بی مسئولیت شهردار و یا فرماندار نمی شود انسان خائن عالم معلم و روحانی نمی شود حکیم و یا دکتر زبان شناس نمی شود جاهل تاریخدان و مورخ نمی شود بیگانه وکیل نمی شود و دیوانه ملی گرا نمی شود.
شعور ملی مانند یک نور اللهی است که سرزمین ها را روشن می کند مانند ملت آلمان فرانسه زاپن آمریکا اهمیت و کاربردی که مغز در بدن دارد شعور ملی هم درمسئله ی ملت دارد انسانی که کلیه هایش ریه هایش یا حتی بعضا قلبش به رگبار گلوله گرفته می شود ممکن است زنده بماند ولی انسانی که مغزش صدمه ببیند مرگ او قطعی است این شرایط در مسئله شعورملی هم دیده می شود اگر استقلال ارتش و یا حتی زبان ملتی از بین برود وجود شعور ملی برای احیای دوباره آن آن ملت کافی است.
بزرگترین سلاح ملت شعور ملی است
منبع : دست نوشته ها و مقاله های نیهال آتسیز تاریخ دان زبان شناس شاعر و رمان نویس اوایل جمهوری تورکیه
ترجمه :م.ا

Friday, October 10, 2014

هیچ فاجعه انسانی در کوبانی در حال رخ دادن نیست


از تمام دوستانی که ممکنه با خوندن این پست احساساتشون جریحه دار بشه معذرت میخام. روی صحبتم با افرادیه که صرفا فقط بخاطر این که همرنگ جماعت بشن و از موج پست گذاشتن در مورد کوبانی وبالا بردن کلاس و کیفیت صفحه شون از نظر حقوق بشری عقب نیفتن هر مطلبی رو مینویسن و نشر میکنن بدون اینکه مطالعه سیاسی یا خبری دقیقی داشته باشن.
بهتره به چند نکته از زمان ظهور داعش توجه کنیم:
1: گروه موسوم به داعش در بدو ظهور از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا به نام انقلابیون سوری نامیده می شد که در مقابل بشار اسد تروریست می جنگید. چطور همان آمریکا و اتحادیه اروپا برای کشتن همان انقلابیون (که حال تروریست شده اند) به نیروهای شبه نظامی کرداز جمله پ.ک.ک و پژاک و پیشمرگه و..(که انها هم در زمان انقلابی بودن نیروهای داعش در لیست گروه های تروریستی اتحادیه آمریکا و اروپا قرار داشتند) سلاح می دهد؟؟؟ یک سال پیش داعش انقلابی بود و پ.ک.ک تروریست. حال داعش خونخوار شد و پ .ک .ک و پژاک مظلوم؟؟
2: چرا در تمام عکس های منتشر شده از کوبانی که در تمام صفحات فیسبوک در حال باز نشر است هیچ مردی وجود ندارد؟؟؟ فقط زنان خندانی را میبینیم که حتی اسلحه هایشان را با پزی آتلیه ای گرفته اند تا عکسی ثبت کنند برای فریب ملت .آیا کوبانی-که نام درست آن عین العرب است- شهری مختص زنان است؟ آیا جز زنان و دختران هیچ مردی برای دفاع وجود ندارد؟ مردان برای چه گریخته اند و ناموسشان را پیش روی دشمن گذاشته اند؟؟ آیا مثلا هنگامی که در شهرهای عراق هم مردم زن و مرد دوشادوش هم با داعش میجنگیدند وجدان فیسبوکی های ما اینقدر بیدار بود؟؟؟
3: در حالی که جمعیت چندصدهزار نفری عین العرب-مورشد پینار یا همان کوبانی- تخلیه شده و همگی در خاک ترکیه پناهنده شده اند اعمال تروریستی گروهک های افراطی کرد در شهرهای ترکیه با نام تظاهرات برای دفاع از کوبانی چه معنی ای دارد؟ اعمال تروریستی ای که تا کنون منجر به قتل بیش از 20 نفر از شهرنشینان غیر نظامی ترکیه شده است.آیا فی نفسه تفاوتی بین پژاک . پ.ک.ک با نیروهای موسوم به خلافت اسلامی(داعش) وجود دارد؟؟؟
4: افرادی که هم اکنون در حال مبارزه با نیروهای داعش هستند نه مردم مظلوم کوبانی بلکه نیروهای مسلح و تروریست پ.ک.ک. و پژاک و گروههای پیشمرگه هستند. (همان ها که در تلعفر و آمرلی وکرکوک و... از هیچ همکاری ای با داعش فروگذار نکردند تا بتوانند منابع نفتی کرکوک را به دست آورند). حال آیا میتوان گفت در جنگی که بین دو جبهه تروریستی ( که بنا به مصلحت گاهی انقلابی هستند و گاه تروریست ، گاه خطرناک و گاه مظلوم!!!) در جریان است میتوان گفت فاجعه ای انسانی در حال رخ دادن است؟؟ من به شخصه هیچ کدام از اعضای گروههای تروریستی را انسان نمیدانم. چه داعش باشد چه پژاک و پ.ک.ک 
5: در نهایت به جای ناله نفرین کردن از پشت کامپیوترها و گذاشتن پست های پی در پی در مورد فاجعه انسانی در کوبانی یا مذمت عید قربان و لامپ و... میتوانیم با استفاده از همین اینترنت کمی اطلاعات صحیح کسب کنیم از چیزی که در جهان امروز و بخصوص خاورمیانه در حال رخ دادن است. چه راهی برای غرب وجود داشت که بتواند به گروهک هایی که تا دیروز در لیست سیاه خود قرار داده بود کمک کند؟؟ اسلحه بدهد و آنها را برای ساختن کشوری جدید بنام کردستان یاری کند؟؟ کشوری که قرار است تروریسم را به جان 3 کشور قدرتمند منطقه یعنی ایران و ترکیه و سوریه بیاندازد؟؟؟ چه راهی برای غرب وجود داشت تا تروریست های دیروز را به مردمان مظلوم امروز تبدیل کند؟؟ بله. ظهور یک گروه تروریستی به ظاهر خشن تر بنام داعش-که خود تا دیروز در سوریه انقلابی بود- در برابر تروریست های قدیمی تر. داعشی که امریکا را تهدید میکند که به نیویورک حمله خواهد کرد. و نیروهای پژاک و پ.ک.ک که در کوبانی مشغول مبارزه هستند و ایران را تهدید میکنند که پس از آزادی کوبانی نوبت حمله به ایران است. پس باز ما مدافعین داعش حساب میشویم و آمریکا محافظ تروریست های جدیدا مظلوم شده در عین العرب.
پ.ن : برای فهمیدن اوضاع اکنون خاورمیانه باید تاریخ جهان و بخصوص منطقه را از 200 سال پیش تا کنون مطالعه کنید. آنگاه میفهمید کتابی سراسر دروغ بنام تاریخ ماد توسط دیوکونوف چرا نگاشته شد؟ و چرا مردمانی مهاجر از کشمیر زمان قاجاردر سرزمین سریانی ها و آسوری ها ساکن شدند؟ مردمانی که به همان شلوار کردی معروفشان می گویند شلوار ترکی!! تاریخ پازلی است که بدون داشتن تمام قطعاتش نخواهید فهمید چرا تروریست ها به قهرمانان و قهرمانان به ترورست ها تبدیل می شوند. و آنگاه شاید بفهمید چرا بنگاه های نشر اکاذیبی مانند BBC اینقدر در به چالش کشیدن مساله کوبانی می کوشند تا بتوانند پروژه تشکیل کشور جعلی کردستان و جذب سرمایه و اسلحه را برای آنها راحت تر کنند. منتظر داعش بعدی منطقه باشید (کردستان بزرگ)
منتظر پروژه های بعد از کردستان بزرگ هم باشید. یعنی ارمنستان بزرگ و آذربایجان بزرگ و بلوچستان بزرگ و... بزرگ هایی که مقدمه تشکیل اسراعیل بزرگ است که یک پروسه زمانبر و 200 ساله است. حکومت رضاشاه و آتاتورک، هولوکاست جعلی به دست هیتلر برای کوچاندن یهودیان به اسراعیل (در حالی که با قحطی عمدی در ایران در همان زمان بیش از نصف جمعیت ایران یعنی 11000000 نفر قتل عام شدند و این بود هولوکاست واقعی) تغییرات در ترکیب جمعیتی ایران در دوره قاجار، تحریف تاریخ، پدید آوردن سلسله های جعلی برای هویت بخشیدن به اقوام ایرانی و تقویت فاشیسم، همه و همه جزو اهداف این پروسه است. یعنی تشکیل اسراعیل بزرگ.
 لینک مقاله نویسنده

Sunday, October 5, 2014

90 سال محرومیت آذربایجان

مردم آذربایجان در طول 90 سال از تحصیل به زبان ترکی محروم هستند،در زمان پهلوی که به خاطر فضای سنگین کسانی که در مورد حق تحصیل زبان ترکی صحبت می کردند متهم به توده ای و نوکر شوروی می شدند،حال هم با انواع گوناگون اتهامات مواجهه می شویم از تجزیه طلبی تا جاسوس ترکیه و علیف و ضد انقلاب.
ملتی فقط خواستار آزادی شرعی،و قانونی در زمینه فرهنگ و زبان خود است،اما با انواع دلایل و توجیه و تاریخ های ساختی روبه رو شده و انواع توهین ها را به خود می خرد.
گیریم من 100 سال پیش با اتوبوس عمو چنگیز خان از مغولستان آمده ام اینجا! آیا حق ندارم به زبان خود تحصیل و تکلم کنم! گیرم ترک شده ام اما باز نمی توانم به ترکی تحصیل کنم! آخر این توجیهاتی که مرغ پخته هم بهش  می خندد. اگر خلق الله اروپا هم این را بشنود چه؟ نمی خندد!؟ اصلا من به این خلق الله این جریان را گفتم دهانشان به اندازه سر در دانشگاه تهران باز شد :-)  و نمی دانستند چه بگویند و با حالت ترحم  که انگار من یک مفلوکم به هم هاج و واج نگاه می کردند
آخر پارسی عزیز نا سلامتی تو صاحب منشور حقوق بشر :-o کور وش نه چندان کوچکی، اخر برایت دیگر اینهمه ظلم کنی افت دارد.

Saturday, October 4, 2014

آذربایجان تورک نیست! ارمنی و کوردی و تاتیست.

در سرزمینی زندگی می کنم که همه اجازه دارند آن را مال خود کنند جز خودم. در سرزمینی که جزء ارمنستان بزرگ،کردستان بزرگ فارسستان بزرگ می باشد اما برای منه تورک که اجدادم حداقل 1000 سال است که ریشه در این خاک دارند گناه است که بگویم آذربایجان تورک است. وقتی که می گویم آذربایجان تورک است داد همه بلند می شود. پانتورک و تجزیه طلب و عامل ترکیه و آمریکا و خودفروخته خوانده می شوم، اما آنی که در اقلیت هم نیست می تواند ارمنستان کردستان و فارسستان بر سرزمینم بگذارد و مال خودش بداند. چرا؟ من هم نمی دانم. آنچه می دانم  تورک یک پتک بزرگ بر سر این بی فرهنگان و روسیاهان زمان است. تورک بودن اینجا جرم است. کسانی که بیش از 1000 سال (البته بعضی ها  معتقدند 7000 سال ، اثبات 100%  همان 1000 را می گویم ریا نشود) حافظ مرزهای این مملکت بودند اما هم اکنون از آن ها بیگانه تر از دیگر در سرزمین خود پیدا نمی شود!
حال کسانی که ریشه و فرهنگی ندارند و هرچه دارند از دیگر اقوام دزدیده اند هم اکنون تاریخ هیچ سرزمینم را دارند می دزدند.
من تاریخ نوشته شده دارم! من بعد اسلام همیشه در اکثریت بوده ام. من شاه و حاکم در این سرزمین داشتم. نه مثل آنهایی که تاریخ خود را از افسانه های فردوسی استخراج کرده و برای خود تاریخ و شاه و سلسله ساخته اند. نه مثل آنهایی که حتی تاریخ 100 ساله ندارند و آنی که دارند ، در آن چیزی جزء غارت و خونریزی و دزدی و قاچاق و ترور چیزی نوشته نشده است.

Xotann Günlüku